
يكروز كه من نبودم تخت جمشيد را غارت كردند
اكبر اكسير از معدود اديباني است كه به دور از پايتخت و پايتخت نشينان مغرور شهرتي فراخور كسب كرده و به حق شهرتي واقعي و ماندگار است. در كسب شهرت و شناخت سبك شعري و نو آوري اكسير بي شك موثرترين كار را روزنامه ي وزين اطلاعات انجام داده است.
خوب خاطرم هست در يكي ار روزهاي زمستان سال 1385 كه در ضميمه اطلاعات مقاله ي مفصلي در باره ي شعر طنز و فرا نو از قلم استاد بزرگ و بي بديل ، بهاء الدين خرمشاهي نوشته شده بود كه در آن به طور مفصل به نقد شعر اكبر اكسيرپرداخته شده بود . اين اولين آشنايي من با شعر اكسير بود . جمله اي از آن مقاله مرا مجذوب خود كرد
" (( بي شك اكبر اكسير ، پدر شعر فرانو در ايران است )) "
كتاب اول آقاي اكسير – شعر فرانو - (( بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز )) چندان شهرتي پيدا نكرد. ولي كتاب دوم-(( زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند )) با اقبال عمومي مواجه شد و توانست جايزه ي كتاب سال طنز حوزه ي هنري و منتخب كتاب سال جمهوري اسلامي را در سال 1385دريافت نمايد.
او ميدانست كه مردم ايران ديگر وقت و حوصله ي خواندن قصايد و مثنوي را كمتر دارند و در مشكلات غرق هستند ولي لحظه اي را ميخواهند كه در پس لبخندي به تفكري عميق فرو بروند. به شعر (( در پادگان )) از مجموعه ي – ((زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند )) توجه فرماييد:
- مواظب وسايلتون باشيد
من بودم و جمشيد و يك پادگان چشم قربان
از سلماني كه برگشتيم ، سرباز شديم .
در تخت هاي دو طرفه ، خوابهاي مشترك ديديم.
يكروز كه من نبودم ،
تخت جمشيد را غارت كرده بودند .
از نظر اين حقير يكي از بهترين و ارزنده ترين شعر هاي آقاي اكسير، ((در پادگان )) است . برجسته ترين عناصردر اين شعر تامل ملي و اجتماعي و دغدغه هاي مشترك جوانان است. ايهام قسمت آخر ،حس ملي گرايي را بر مي انگيزد . بي اختيار دادگاه خسرو گلسرخي ، ملي كردن نفت توسط مصدق و كتيبه صلح كوروش كبير براي ما زنده ميشود.مجموعه ي ديگري از اكسير توسط انتشارات مرواريد به تازگي چاپ شده ، نام اين مجموعه (( پسته ي لال ، سكوت دندان شكن است ))اكسير در اين مجموعه كه بر روي جلد آن عنوان شعر طنز جلب توجه مي كند ، 64 شعر را گرد آورده است .
اكسير بر اين باور است كه شعر بايد داراي پوسته اي براي عوام مردم و هسته اي براي خواص داشته باشد.
(( توجه )) نمونه اي از شعر اين مجموعه است .
لطفن به گيرنده هاي خود دست نزنيد
فرستنده اشكالي ندارد
تلوزيونتان رنگي هم كه باشد
كلاغ ها ،
سياه و سفيد پخش ميشوند.
* * *

مختصري از زندگي اكبر اكسير
اكسير در 4 اسپند ماه 1332 در محله ي آبروان شهر مرزي و زيباي آستارا چشم به جهان گشود و تا زمان بازنشستگي با مدرك ليسانس ادبيات پارسي دبير دبيرستانها ي آستارا بود و هم اكنون در اين شهر سكونت دارد .
اولين شعرش در سال 1347 در يكي از نشريات وقت چاپ شد كه به قول خودش
" (( چون تمام نسخه هاي آن نشريه را خريدم كسي از چاپ آن مطلع نشد ))"
او در كنار شعر ، نقد ، روزنامه نگاري و طراحي آرم را هم پي گرفت. شعر را تا سال 1372 ، با چاپ اولين مجموعه اش در سال 1361 (( در سوگ سپيداران )) ادامه داد و از سال 1372 تا 1382 به مطالعه و تحقيق روي آورد و سكوت شعري خود خواسته را اختيار كرد .
در سال 1382 ، با مجموعه ي شعر (( بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز )) به دنياي شعر بازگشت.و همان سال مجموعه ي شعر (( زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند )) به علاقمندان شعر فرانو عرضه كرد و آنان را با نوع ديگري از شعر طنز آشنا ساخت .
او با معرفي شعر (( فرانو )) با شعر شويي و شعر كليشه اي و تكراري مواجهه نمود و با طرد دوم شخص مفرد مونث از شعر ، توجه به اشياء و محيط زيست و ميراث فرهنگي را در شعر امروز به چالش كشاند و به زبان مردم از درد مردم سخن گفت . هم اكنون از اكسير در ويژه نامه ي (( ادب و هنر )) روزهاي پنجشنبه ي اطلاعات بررسي كتاب هاي طنز و مقالاتي پيرامون شعر فرانو چاپ ميشود.
منابع و ماخذ :
· روزنامه اطلاعات 24/بهمن /1385
· روزنامه اطلاعات 30/خرداد/1387
· روزنامه اطلاعات 20 / تير / 1387
· بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز-اكبر اكسير – نيم نگاه 1382
· زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند – اكبر اكسير-ابتكار نو 1385
· پسته لال سكوت دندان شكن است –اكبر اكسير-مرواريد 1387
علي رضايي – تيرماه – 1387
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 2:17 توسط علی رضایی
|

|